در روز دوم نمایشگاه، بهمنظور همسو شدن با نیازهای توسعه پارچههای بهاره/تابستانه در آینده، من کل روز را صرفاً صرف تحقیق درباره مواد جدید و فناوریهای پیشرفته صنعتی کردم.
تمرکز اصلی من بر طبقه دوم سالن ۸ بود، منطقه اختصاصیافته به نخها و مواد اولیه نساجی. زیرا آغاز هر پارچه نوآورانه از نخ خام آن آغاز میشود.
در ادامه یافتههای حاصل از تحقیقات من آورده شده است. توجه: محتوای زیر شامل اصطلاحات تخصصی فنی است که ممکن است پیچیده باشد. اگر با این اصطلاحات آشنا نیستید، میتوانید بهصورت سطحی آنها را مرور کرده و بر توضیحات کلی تمرکز نمایید.
پیش از ورود به جزئیات، بیایید دادههای آماری رسمی که در سال ۲۰۲۵ جمعآوری کردم را مرور کنیم، همانطور که در نمودار زیر نشان داده شده است:

با توجه به این دادهها، احتمال وقوع تغییرات اساسی در حجم کل تولید انواع الیاف در سال ۲۰۲۶ بسیار کم است. یک واقعیت قطعی همچنان باقی مانده است: خروجی کلی الیاف سنتتیک همچنان با فاصله بسیار زیادی بر بازار مسلط است. .
تولید ترکیبی لیوسل، مودال و کوپرو—موادی که اغلب آنها را بسیار رایج تصور میکنیم—از ۸۰۰٬۰۰۰ تن فراتر نرفته است. از دیدگاه کلاناقتصادی، این حجم هنوز نسبتاً تخصصی و محدود است. در تقابل شدید با این امر، پلیاستر و نایلون به حدود ۸۰ میلیون تن نزدیک میشوند. شکاف سرسامآور بین ۸۰۰٬۰۰۰ تن و ۸۰ میلیون تن، درک کامل آن را دشوار میسازد. برای مقایسه، سایر الیاف آشنا مانند ویسکوز در سطح ۶٫۷ میلیون تن و پنبه در سطح ۲۴٫۱ میلیون تن قرار دارند.
با توجه به این توزیع کلی ظرفیتها، تمرکز توسعهای ما باید همچنان بر دو دسته اصلی یعنی الیاف سنتتیک و پنبه متمرکز بماند. از دیدگاه تجاری، اخذ سفارشات در این دو دسته بهطور طبیعی امکانپذیرتر خواهد بود.
با توجه به بازخوردهای واقعی جمعآوریشده در نمایشگاه، مسیر صنعتی فعلی و توسعه مواد جدید توسط روندهای زیر تعریف میشوند:

اگرچه افزودن جرم رنگی (مستربچ) به محلولهای پیچشی روشی استاندارد است، برخی نوآوران تغییرات ظریف اما تأثیرگذاری را در این فرآیند اعمال کردهاند. با ادغام عصارهای از «سوپر سیاه» در جرم رنگی، بازده رنگی بسیار بالا، رنگی عمیق و کاملاً مشکی ایجاد میکند. عمق زیباییشناختی این رنگ واقعاً منحصربهفرد است و الیاف پلیاستر را با پایانبندی تاریکی برجسته و منحصر به فردی تأمین میکند.
این رنگآمیزی متمایز، نقطهای فروش تازه را به پارچههای مشکی استاندارد پلیاستر اضافه میکند. این امر نشان میدهد که حتی یک سایهٔ تخصصی نیز میتواند بهعنوان ابزاری قدرتمند برای تمایز محصول عمل کند.


در مسیری که از یک قطره نفت تا یک تکه پارچه طی میشود، فرآیند اکستروژن محلول پیچشی (ذوب) به صورت نخ، مرحلهای حیاتی است. برخی از تولیدکنندگان فرمولاسیون خودِ محلول را نوآورانه میسازند، در حالی که دیگران مسیری جایگزین را انتخاب کرده و نوآوری را در نازل اسپینرت اعمال میکنند. در نهایت، محلول پیچشی بهطور مستقیم ویژگیهای ذاتی نخ را تعیین میکند.
اگر ما تحقیق کنیم و ترکیبات یا مواد جدیدی را مستقیماً به محلول پیچش اضافه کنیم، میتوانیم نخ را با قابلیتهای ذاتی مجهز سازیم. برخلاف پوششهای سطحی که در هنگام شستشو از بین میروند، این بهبودهای فیزیکی ارائهدهندهٔ عملکرد طولانی مدت هستند. این موضوع در نمایشگاه بهوضوح دیده میشد و در حقیقت، اکثر تولیدکنندگان در حال پذیرش این رویکرد هستند. ما تنوع شگفتانگیزی از افزودنیها را مشاهده کردیم، زیرا شرکتها راهحلهای اختصاصی خود را به نمایش گذاشتند.


پس از دور زدن در سالن نمایشگاه، به نظر میرسید که برخی از کارخانهها تلاش میکنند تا برای دستیابی به تمایز، کل یک داروخانهٔ سنتی را در فرآیند تولید ادغام کنند. گونههای مختلفی از بوتهها، میوههای درختی، گیاهان دارویی، روغنهای آروماتراپی و حتی قهوه از طریق جرمهای اصلی (مستربچها) به محلول پیچش اضافه شدند تا نخهای عملکردی تولید شوند.
شگفتانگیزترین مثال مربوط به خرد کردن سنگ بازالتو به پودر ریز و افزودن آن به محلول بود. هنگام پوشیدن، اجزای بازالتو تابشهای مادون قرمز بدن انسان را منعکس کرده و اثر گرمایشی حرارتی ایجاد میکنند. آنها حتی دستگاه کوچکی را در محل نمایشگاه برای نمایش این قابلیت خودگرمایشی داشتند.

هنگامی که پارچههای یکسان به مدت یکسانی در معرض چراغ مادون قرمز (مشابه چراغ گرمایشی حمام) قرار گرفتند، پارچه بهبودیافته با موفقیت ویژگیهای گرمشوندگی خود را نشان داد.
من از اثر گرمشوندگی خودکار به خودِ آن به اندازهای که از هوشمندی دستگاه نمایشدهنده آن شگفتزده شدم، تعجب نکردم. به من خطور کرد که اگر فروشگاههای خردهفروشی مجهز به دستگاههای آزمایشی مشابهی باشند، مفهوم «گرمشوندگی خودکار» فراتر از یک برچسب معلق ساده خواهد رفت. دیدن این اثر با چشمان خود، نقطه فروش بسیار جذابتری برای مصرفکنندگان خواهد بود.
شما ممکن است این پرسش را داشته باشید که چرا من مفهوم خواص ضدباکتری را بهطور جداگانه برجسته میکنم. در نهایت، آیا من قبلاً اشاره نکردم که افزودن افزودنیهای مرتبط یا اجزای گیاهی میتواند این هدف را محقق سازد؟
دلیل اینکه من این موضوع را بهصورت جداگانه بررسی میکنم این است که واقعاً توسط فناوری یک شرکت خاص مجذوب شدهام. اگرچه میتوانیم تعداد زیادی از مواد اولیه را برای دستیابی غیرمستقیم به نخهای عملکردی به آن اضافه کنیم، اما اغلب دمای بسیار بالای فرآیند پیچش را نادیده میگیریم. در چنین دماهای بالایی، بسیاری از ترکیبات فرار میشوند یا دچار تجزیه مولکولی میگردند. در واقع چه مقدار از مواد مؤثر باقی میماند؟ علاوه بر این، نسبت افزودن معمولاً تنها ۵٪ است. تحت چنین محدودیتهایی، اثر نهایی اغلب ناچیز است.
بر اساس ارائههای استاندارد صنعتی، اکثر افزودنیهای مستربچ تنها میتوانند بهطور واقعبینانه بهعنوان باکتریوستاتیک (ممانعتکننده رشد) تعریف شوند، نه بهعنوان ضدباکتری واقعی یا ضدعفونیکننده.
با این حال، کسی واقعاً این رمز را شکسته است. آنها یک ترکیب شیمیایی سنتزشده توسعه دادهاند: یک پلیهالوآمین آلی ماکرومولکولی از نظر نظری، این ترکیب آلی میتواند تا دمای ۳۸۰ درجه سانتیگراد را بدون تخریب تحمل کند. این ترکیب از طریق فرآیند ذوب در داخل نخ تعبیه میشود و خواص مقاوم در برابر شستشوی آن بهطور دائمی باقی میماند. این ترکیب در برابر گرما پایدار است و مواد فعال آن بهصورت هدفمند دیوارههای سلولی قارچها را از بین میبرند. نقطه برجسته فناوری این است که ترکیب فعال بهصورت انتخابی باکتریهای مضر حامل بار سطحی منفی را غیرفعال میکند و همزمان تأمین غذای کنههای گرد و غبار را قطع میکند و در نهایت آنها را بیاثر میسازد.
به جای اینکه تنها از افزودن نمادین ۵ درصدی برای ایجاد یک ترفند بازاریابی استفاده کنند که در آن شکل از عملکرد ارجحیت دارد، آنها سرمایهگذاری کردند تا مواد جدید اصیلی توسعه دهند که در برابر دماهای بالا مقاوم هستند و بهعمق درون الیاف نفوذ میکنند تا عملکرد واقعی ارائه دهند. گاهی اوقات، نوآوری واقعی صرفاً تلاش فراوان در جزئیات نامرئی است.
این حوزه خاص مدتهاست که تحت سلطه تولیدکنندگان ژاپنی و کرهای بوده است، اما نوآوران داخلی چین اکنون پیشرفتهای قابلتوجهی در این زمینه داشتهاند.
به عنوان مثال، الیاف تنظیمکننده دما این شرکت را در نظر بگیرید. ابتدا به نمایش آزمایشی آن میپردازیم.


این آزمایش قابلیتهای شگفتانگیز تنظیم دما توسط پارچه را در شرایط گرمایش سریع و سرماي شدید شبیهسازی کرده است.
این فناوری از نوآوریهایی مانند تزریق توخالی و پیچش موازی در نازل ذوبکننده الیاف استفاده میکند. با بهکارگیری مواد زیستمبنا و بیخطر palm Oil ، اثر کنترل دما توسط الیاف با موفقیت بهدست آمده است.

ماده تزریقشده (روغن نخل) هنگام گرمشدن مایع میشود و در دمای اتاق به حالت سفید رنگ جامد درمیآید.


نکته هوشمندانه این است که روغن نخل ارزانقیمت، سازگانبا محیطزیست و بیخطر را مستقیماً در هسته الیاف تزریق کردهاند تا عملکرد تنظیم دما را ایجاد کنند.
شما ممکن است بهطور منطقی این پرسش را داشته باشید: در محیط رشتهکشی ذوبی با دمای ۴۰۰ درجه سانتیگراد، روغن نخل قطعاً تخریب خواهد شد. شما کاملاً درست میگویید. در حال حاضر، این فناوری تنها میتواند بر روی الیاف ذوبی با دمای پایینتر مانند ویسکوز و نایلون اعمال شود.
اکنون بیایید مواد اطلاعرسانی فنی ارائهشده در غرفه شرکت تورای (ژاپن) را بررسی کنیم:


آنها میتوانند شکل مقطع عرضی الیاف را بر اساس نیازهای خاص، بهصورت دلخواه تغییر دهند: مانند ساختار توخالی متخلخل «جزیره در دریا»، مثلثی، پنجضلعی یا چندضلعی. این اصلاحات فیزیکی، عملکردهای متنوعی را به پلیاتیلن ترفتالات (PET) استاندارد بخشیدهاند. بدون تغییر در ساختار مولکولی، آنها صرفاً از طریق نوآوری در فرآیند تولید، عملکرد فیزیکی پارچه را بهطور چشمگیری بهبود بخشیدهاند.
تولیدکنندگان داخلی در زمینه نوآوری در مقطع عرضی الیاف با سرعت بالایی در حال جبران عقبماندگی هستند.

بهعنوان مثال، پارچهای با ظاهر فوقالعاده شبیه به پنبه (تسو کاتن) که در اینجا نمایش داده شده است، تحت رهبری دانشگاه دونگهوآ توسعه یافته است. با تغییر شکل دهانه رشتهکش—مانند ایجاد شکل "H" —آنها سطح را افزایش دادند تا کانالهایی برای جذب رطوبت ایجاد شود و تنفسپذیری و عملکرد موئینگی را بهبود بخشند. شکلدهی آن به صورت چندضلعی باعث ایجاد حجم در پارچه میشود و انعکاس پراکنده نور را تغییر میدهد تا درخشش نرم و طبیعی پنبه را شبیهسازی کند و درخشش معمول «پلیاستر» را از بین ببرد. ایجاد یک شکل شیاردار اثر موئینگی را تقویت میکند و کانالهای جهتدار رطوبت را تشکیل میدهد تا پوست خشک و بدون چسبندگی باقی بماند. در نهایت، ایجاد یک هسته توخالی ویژگی سبکوزن را فراهم میکند، هوا را درون خود محبوس میکند تا عایقبندی حرارتی و مقاومت را افزایش دهد و در نتیجه لباسی سبک و گرم ایجاد شود.
همه ما میدانیم که الیاف استاندارد پلیاستر از نفت خام تهیه میشوند. آنچه کمتر شناخته شده است این است که پلیاستر در سه نوع طبقهبندی میشود: PET، PBT و PTT .

همانطور که در شکل نشان داده شده است، PET و PBT از نفت خام تصفیه میشوند، در حالی که PTT از ذرت دندانهدار استخراج میشود. از نظر مقیاس کشت ذرت دندانهدار و فناوری سنتز PTT، کشور ما عقبمانده است و این امر منجر به وابستگی بلندمدت به واردات شده است.
یک ناظر باهوش ممکن است نتیجه بگیرد که دمای ذوب و انقباض این دو جزء بدون شک متفاوت است. اگر این دو پلیاستر را ذوب و ترکیب کنیم، آیا اثر کشسانی بدون استفاده از اسپندکس حاصل نخواهد شد؟

با نگاهی به این تصویر، موضوع روشن میشود: PET + PTT ترکیب بهینهی الیاف پلیاستر کشسان بدون اسپندکس را ایجاد میکند. . فاصلهی پیوندهای کربن در مولکولهای PTT بهطور قابلتوجهی بیشتر از PBT است. این ترکیب دقیقاً همان ترکیب معروف T400 از شرکت دوپانت است. از آنجا که چین فاقد ذرت دندانهدار است، تولیدکنندگان داخلی مجبورند PET را با PBT ترکیب کنند تا «T400 داخلی» ایجاد کنند. به دلیل تفاوت در فاصلهی مولکولی، کشسانی و لمس آن بهوضوح از T400 مبتنی بر PET/PTT دوپانت ضعیفتر است.
با این حال، مهندسان باهوش نساجی راهحلی خلاقانه ارائه دادند: چه میشود اگر الیاف داخلی T400 مبتنی بر PET/PBT را بهصورت پیچیده و فشردهشده به ساختاری مارپیچمانند و شبیه فنر تبدیل کنیم؟ آیا این کار انعطافپذیری را بهبود نمیبخشد؟ قطعاً بله. این اصل و منشأ الیاف معروف «T800» است. T800 .
جالب اینجاست که چه نام «۴۰۰» را به آن بدهید و چه آن را دو برابر کنید و «۸۰۰» بنامید، هیچکدام نمیتوانند انعطافپذیری طبیعی حاصل از ترکیب شیمیایی PET و PTT را پشت سر بگذارند. نامگذاریهای خلاقانه نمیتوانند برتری فیزیکی ناشی از فاصلهٔ بیشتر مولکولی را جبران کنند. در برابر فناوریهای پیشرفته و اصیل، زبان بازاریابی اغلب بیاثر میماند.
اگر تا اینجا این متن را خواندهاید، از شما سپاسگزاریم. روندهای جدید در صنعت مواد نقطهٔ پایانی این بحث نیستند. از شما میخواهم به این عکس نگاه کنید:

این عکس دقیقاً پس از ساعت ۹ صبح در روز دوم نمایشگاه گرفته شده است و صف شرکتکنندگانی را نشان میدهد که منتظر ورود به غرفهٔ شرکت Toray هستند. این صف صدها متر ادامه دارد — منظرهای واقعاً چشمنواز.
این به طور ساکت به همه ما یک حقیقت عمیق را می گوید: حتی اگر ده ها عملکرد گیاهی را به پارچه هایمان وارد کنیم، با پرفیوشون های پوکی در اسپینر ایجاد کنیم، یا بخش های پیچیده ای ایجاد کنیم، هنوز باید تسلط تکنولوژیکی این شرکت های قدیمی پارچه را لرزانیم.
ما به راحتی می توانیم به دام فکر کردن سقوط کنیم، "شما T400 خود را می نامید، بنابراین T800 من باید بهتر باشد" یا "PET / PBT انعطاف پذیری نیست که متفاوت از PET/PTT". اما ما چیزی که تحت میکروسکوپ کشف می شود را نادیده می گیریم. این شکاف میکروسکوپی در فاصله مولکولی، مزیت اصلی تکنولوژیک است. این جزئیات نامرئی، نشانه ی واقعی شکاف تکنولوژیکی نسل هاست.
گرفتن آن عکس، در مقابل خط بیپایانی از متخصصان صنعت، حس عمیقی از شگفتی در من ایجاد کرد. در میان افکار سریع و پرتلاش، یک باور بهوضوح تبلور یافت: صحنهٔ نهایی رقابت در آیندهٔ segu صنعت پارچه، صرفاً رقابت فناوری خواهد بود. همهٔ ما از پذیرش فناوری به درک آن، از درک آن به اعتماد به آن، از اعتماد به آن به خلق آن، و در نهایت به وابستگی کامل به آن منتقل خواهیم شد.
این یادداشتهای مشاهدات من از نمایشگاه بینالمللی پارچههای پوشاک شانگهای (Intertextile Shanghai Apparel Fabrics) ویرایش بهار ۲۰۲۶ است.
اخبار داغ2026-03-23
2026-03-14
2026-03-13
2026-01-07
2026-01-06
2026-01-05